X
تبلیغات
دلتنگ یار
+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1392ساعت 10:44  توسط عاشق  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1391ساعت 9:59  توسط عاشق  | 

 

وای جیگر طلای من عمه شده و من شوهر عمه ، خوشحالم که دوسش داری و قربون صدقش میری

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1391ساعت 9:57  توسط عاشق  | 

برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی.
برای همه وقت هایی که به حرف هایم گوش دادی.
برای همه وقت هایی که به من جرات و شهامت دادی.
برای همه وقت هایی که مرا در آغوش گرفتی.
برای همه وقت هایی که با من شریک شدی.
برای همه وقت هایی که با من به گردش آمدی.
برای همه وقت هایی که خواستی در کنارم باشی.
برای همه وقت هایی که به من اعتماد کردی.
برای همه وقت هایی که مرا تحسین کردی.
برای همه وقت هایی که باعث راحتی و آسایش من بودی.
برای همه وقت هایی که گفتی "دوستت دارم"
برای همه وقت هایی که در فکر من بودی.
برای همه وقت هایی که برایم شادی آوردی.
برای همه وقت هایی که به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی.
برای همه وقت هایی که دلتنگم بودی.
برای همه وقت هایی که به من دلداری دادی.
برای همه وقت هایی که در چشمانم نگریستی و صدای قلبم را شنیدی.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1391ساعت 9:52  توسط عاشق  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1391ساعت 9:45  توسط عاشق  | 

هر چی که دوست داری  بگو

حرفای قلبتو بزن

دلخوشی هات مال خودت

درد و دلات برای من

من واسه ی داشتن تو قید یه دنیا رو زدم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1391ساعت 20:1  توسط عاشق  | 

گه بگم قول می دم تا همیشه باهات باشم...

اگه بگم که حاضرم فدای اون چشات بشم...

اگه بگم تو آسمون عشق من فقط تویی...
...

اگه بگم بهونه ی هر نفسم تنها تویی...

اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت می کنم...

اگه بگم زندگیمو بذر بهارت می کنم...

اگه بگم ماه منی? هر نفس راه منی...

اگه بگم بال منی? لحظه ی پرواز منی...

میشی برام خاطره ی قشنگ لحظه ی وصال...

میشی برام باغبون میوه های تشنه و کال...

میشی برام ماه شبای بی سحر...

میشی برام ستاره ی راه سفر...

ولی بدون هر جا باشی ...

مال منی....

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1391ساعت 19:49  توسط عاشق  | 

از جنس کدام نور بودی ستاره من؟

که جسارت با تو بودن در من جنبید؟

و من چه عاشقانه به رویت لبخند زدم

…و تو چه مهربانانه لبخندم را پاسخ گفتی

و این شد…

عاشقانه ی آرام “من و تو”


+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1391ساعت 11:13  توسط عاشق  | 

به سلامتیه کسی که وقتی توی آغوش میگیریمش همه ی وجودم میلرزه،
نه ازترس یاعشق بازی
،واسه وحشت از فردای بدون اون !
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1391ساعت 11:12  توسط عاشق  | 

شک ندارم خداوندمراسرراهت قرارداد

تاعاشقت باشم

ازبین دیگران مراانتخاب کرد

 
چون می دانست

به بهترین شکل دوستت خواهم داشت
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1391ساعت 11:11  توسط عاشق  | 

زان لحظه که دیده بر رُخَت وا کردم

دل دادم وشعر عشق انشا کردم

نی ،نی غلطم،کجا سرودم شعری

تو شعر سرودی و

                       من امضا کردم

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1391ساعت 11:25  توسط عاشق  | 

من همون ماهی کوچولوی دل توام

مراقب باش دلت نشکنه

من میمیرم.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1391ساعت 11:20  توسط عاشق  | 

بگذارتاببوسمت ای نوشخندصبح

بگذارتابنوشمت ای چشمه بهار

بیمارخنده های توام بیشتربخند

خورشیدآرزوی منی گرم تربتاب

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1391ساعت 11:19  توسط عاشق  | 

خورشید بتابد یا نتابد،

ماه باشد یا نباشد،

شب و روز من یکی شده ،

فرقی ندارد برایم ،

همه چیز برایم رویا شده ،

عشق تو برایم آرزو شده ،

به رویا و آرزو کاری ندارم ،

حقیقت این است که دوستت دارم!
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 8:58  توسط عاشق  | 

                                                            باران باشد

تو باشی
یک خیابان بی انتها باشد ....
به دنیا می گویم .... خداحافظ !
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 8:52  توسط عاشق  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 8:52  توسط عاشق  | 

دنیایم را میدهم برای لبخندت

هراسی نیست

شاد که باشی دوباره دنیا از آن من است

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 8:51  توسط عاشق  | 

من بوي زندگي را احساس مي كنم


در تك تك لحظه هايم


و هرچه كه سوي بهار مي رود


من سبز تر مي شوم


از زندگي


اميد، خنده و بودن تو


خوشبختي همين است


وقتي كه دستهاي تو


نوازش احساس من باشد


و آغوش من پناهگاه آرام تو...

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 17:16  توسط عاشق  | 

طالب پرواز هستم مقصدم چشمان توست
 
یاس پرپر گشته ی من مرهم دستان توست
 
بودنم با بودنت معنای دیگر می دهد
 
حال من خوش می شود با آن لب خندان تو
 
 
 
 
  
+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 17:14  توسط عاشق  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 17:13  توسط عاشق  |